تولد بابا محسن
تولد امسال بابا محسن در کنار جمعی از دوستان خوبمون برپا شد . از قبل دلم میخواست بابایی رو سوپرایز کنم اما چون اونروز آزمون دکترا داشت و عصر هم میخواست بره افتتاحیه یه گالری نقاشی، ترسیدم نتونم از پسش بر بیام و یه وقت مهمونا بیان و بابا محسن نباشه یا یه وقت از خستگی زیاد فعالیت های روز بهش خوش نگذره. خلاصه از چند روز قبل کارامو کردم و البته از کمک های عمه جونت که مثل همیشه کلی کمک حالم بود در اینجا یه تشکر ویژه میکنم. خدا رو شکر برای روز مهمونی کاری نداشتم و چون خسته نبودم کلی بهم خوش گذشت. و چون هر سه تا خانواده مهمون ما یه کوچولو اندازه شما داشتند من مطمئنم ...




